اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

147

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

باب دوم / اندر بيماريهاى چشم رمد 1 " رمد " آماس طبقه ملتحمه است از بهر آنكه اين آماس از درد و گراني و خليدن خالي نباشد و همه انواع درد چشم را " رمد " گويند ، و طبقه ملتحمه طبقه ظاهرترين است از چشم ، و گوهر آن ، گوشتي سفيدست و چرب با عضله‌هاى چشم آميخته است و همه اجزاي چشم بدان پوشيده و لحام گرفته و استوار شده و بدين سبب ملتحمه گويند . و گاه باشد كه اين آماس چنان باشد كه حدقه پوشيده شود و پلك چشم دشوار بر هم توان نهاد ، از عظيمي آماس ، و اين معني بيشتر كودكان را افتد . علامتها : ( 1 / 185 ) آن درد با سوزش ، نشان ماده صفرائي باشد ، و گراني سر و چشم ، نشان بسياري ماده بود ، و سرخي و تري ، نشان غلبه خون . و اگر سخت سرخ باشد و بدان تري نباشد ، نشان غلبه صفرا باشد و اگر تري بسيار باشد و سخت سرخ نباشد ، نشان بلغم باشد . و اگر سرخي و تري كمتر بود ، نشان ماده سوداوي باشد . علاج اگر نشان ، غلبه خون باشد و ظاهر ، رگ قيفال بايد زد ، نخست از جانب آنكه " رمد " باشد ، پس طبع گرم كند به آب ميوه ها و اقراص بنفشه و به آخر به حب صبر و ايارج فيقرا و حب قوقويا و حب الذهب 2 . و اگر نشان ، غلبه صفرا باشد ، استفراغ به طبيخ هليله زرد و خرماى هندى كنند و بماء الرمانين ( آب انار ترش و انار شيرين ) و اندر چشم نخست شيردختران در چكانند يا اسفيده خايه مرغ ، پس شياف كافوري 3 به شيردختران سوده و پنير تر 4 و